على اصغر شميم

589

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

تبريز صريحا اعلام نمود كه « از اين پس هر قزاقى به مردم تعدى يا دست‌درازى كند ، كشته خواهد شد . بنابراين قزاق‌ها هنگام ورود به شهر و بازار بايد غيرمسلح باشند و در كاروانسراهاى داخل شهر اقامت نكنند » . بر اثر اخطاى خيابانى ، قزاق‌ها از داخل شهر به قزاقخانه احضار شدند و مقدمه‌ى حمله به پايگاه‌هاى خيابانى و پيروانش را آماده كردند . حاجى مخبر السلطنه كه از طرف كابينه‌ى مشير الدوله با اختيارات تام براى فرونشاندن قيام به آذربايجان اعزام شده بود ، در اواسط ذىحجه 1338 به تبريز رسيد و نيروهاى لازم براى سركوب كردن قيام و بازگرفتن عالىقاپو از ياران خيابانى از هر جهت تدارك شده بود . روز 29 ذيحجه نيروهاى قزاق به شهر ريختند و ضمن بيرون راندن پيروان خيابانى از عالىقاپو به خانه‌هاى سران قيام هجوم بردند و دست به كشتار و غارت زدند و خود خيابانى نيز در حال دفاع در زيرزمين خانه‌ى يكى از دوستان خود ، به ضرب گلوله‌ى قزاقان كشته شد و قزاقان جنازه‌ى او را بيرون آوردند و به خيابان انداختند و بدين‌ترتيب داستان قيام خيابانى پايان يافت . كسروى در اين‌باره مىنويسد : « بدين‌سان شادروان خيابانى كشته گرديده از ميان رفت . مىبايد او را كشته آن نمايش‌هاى رويه‌كارانه مردم و آن كف‌زدن‌ها و زنده‌باد گفتن‌هاى دروغى دانست . يك پستى فراموش نشدنى كه در داستان خيابانى از اين دسته مردم نمايان گرديد ، آن بود كه چنان‌كه در پاى گفته‌هاى خيابانى كف زده بودند ، در گرداگرد جنازه‌ى او نيز كف زدند و دژ رفتارى بسيار از خود نشان دادند « 1 » » . يكى از نتايج شوم كشته شدن خيابانى اين بود كه بعضى از ياران و هواداران او براى انتقام‌جويى ، آتش فتنه‌ى اسماعيل آقا سيميتقو ياغى ستمگر و خونخوار آذربايجان را ، كه با سياست وثوق الدوله خاموش شده بود دوباره روشن ساختند و در كشاكش و نبرد نيروهاى دولتى با آن گردنكش بىباك تلفات سنگينى به نيروى دولت و خسارات هنگفتى به مردم ستمديده آذربايجان غربى وارد آمد و دنباله‌ى اين نبردها تا مدتى بعد از كودتاى 1299 شمسى كشيده شد .

--> ( 1 ) - همانطور كه كسروى نوشته است چه‌بسا كسانى ، از متظاهرين به دوستى با خيابانى بودند كه طناب به پاى جسد بىجان او بستند و جسد را در خيابان‌ها روى زمين كشيدند تا خود را به دستگاه نيرومند جديدى كه مخبر السلطنه در رأس آن قرار داشت نزديك سازند .